مهمترین مرحلۀ یک دادرسی، اجرای حکم در دادگاه است. در مرحلۀ اجرای حکم است که فرد محکوم یا متهم به سزای عمل خود میرسد. اگر پشتوانۀ اجرایی قوی وجود نداشته باشد، روند اجرای حکم دادگاه ارزشی نخواهد داشت. یعنی زمانی حکم صادرشده توسط دادگاه ارزشمند است که قابل اجرا باشد و محکومله به حق خود برسد.
اگر به دنبال این هستید که بدانید مراحل اجرای حکم دادگاه چگونه است، این مقاله را تا انتها بخوانید.
مراحل اجرای حکم حقوقی دادگاه
پس از طی کردن مراحل مختلف دادرسی، حکم نهایی اعلام میشود. سپس لازم است که حکم به مرحلۀ اجرا در بیاید تا فرد محکوم مجازات عمل خود را ببیند و طرف مقابل نیز از محتوای حکمی که به نفع اوست استفاده کند. به چیزی که مورد حکم قرار میگیرد، محکومبه گفته میشود.

به طور معمول، برای اجرای حکم دادگاه باید مراحل زیر طی شود:
1. قطعیت حکم دادگاه
ضروریترین شرط برای اجرای حکم، قطعیت آن است. زمانی که حکم قطعی شود یا برای آن قرار اجرای موقت صادر شود، آن حکم قابل اجراست.
قرار موقت که به معنای حکم موقتی نیز میباشد به معنای فرمان دادگاه برای منع انجام یک کار است. حکم موقت به این دلیل صادر میشود که حقوق طرفین دعوا ضایع نشود. برای مثال ممکن است قاضی دستور موقت بر توقیف اموال دهد تا زمانی که حکم قطعی صادر شود.
قرار موقت یک نوع دادرسی فوری است و اگر مرجع قضایی تشخیص دهد که احتمال انتقال مال از طرف خوانده به شخص سوم و یا مخفی کردن مال وجود دارد، این قرار موقت را صادر میکند.
2. ابلاغ شدن حکم قطعی به فرد محکوم علیه
محکوم علیه به شخصی میگویند که بخشی از حکم یا کل آن بر علیه او صادر شده و یا به ضرر وی است. دومین مرحلۀ اجرای حکم دادگاه این است که رای قطعی به اطلاع فرد محکوم علیه برسد. در این مرحله فرد محکوم میتواند قبل از اینکه حکم به مرحلۀ اجرا دربیاید، اقدامات لازم را انجام دهد.
3. تقاضای اجرای حکم از سمت محکوم له و یا نمایندۀ قانونی او
محکومله به شخصی گفته میشود که بخشی از حکم دادگاه یا کل آن به نفع او صادر شده باشد. در واقع محکوم له شخصی است که توانسته حق خود را اثبات نماید و طرف مقابل را محکوم کند.
در مرحلۀ سوم اجرای حکم دادگاه، فرد محکومله باید از دادگاه تقاضا کند تا حکم به مرحلۀ اجرا در بیاید. این کار میتواند توسط نمایندۀ قانونی فرد محکومله نیز صورت بگیرد. تقاضای اجرای حکم باید به صورت کتبی باشد و تسلیم دادگاه شود. لازم به ذکر است که احکام حقوقی تا زمانی که محکومله و یا نمایندۀ او تقاضای اجرای حکم نکنند، به مرحلۀ اجرا درنمیآیند.
4. اجرائیه از سمت دادگاه نخستین (بدوی) صادر میشود
پس از اینکه مراحل بالا طی شدند، لازم است که اجرائیه از سمت دادگاه نخستین صادر شود. دادگاه نخستین یا دادگاه بدوی به دادگاهی میگویند که صلاحیت رسیدگی اولیه به دعاوی را در دادگاههای عمومی دارد و فرقی نمیکند که این دعوا حقوقی و یا کیفری باشد.
صدور اجرائیه باید مطابق با مادۀ 5 قانون اجرای احکام مدنی مصوب سال 1356، حتما توسط دادگاه نخستین صورت بگیرد. دادگاه نخستین همان دادگاهی است که محکوم له دادخواست اولیۀ خود را به آن ارائه داده است و آن دادگاه نیز حکم اولیه را صادر کرده است. پس پیگیری اجرای حکم و صدور اجرائیه باید توسط محکوم له و در دادگاه نخستین صورت بگیرد. دادگاه نخستین اطلاعات و آگاهی بسیار دقیق و کاملی از جزئیات پرونده دارد.
اجرائیه یک برگۀ چاپی است که بعد از تقاضای محکومله یا نمایندۀ قانونی او توسط دادگاه بدوی (نخستین) صادر شده و توسط محکومله ثبت میشود.
5. پرداخت هزینههای اجرایی و تشکیل دادن پروندۀ اجرایی
پس از اینکه اجرائیه صادر شد، هزینههای اجرایی باید پرداخته شود و پروندۀ اجرایی تشکیل گردد. پروندۀ اجرایی شامل تمام مواردی است که مربوط به حکم است. این موارد شامل اجرائیه و تمام برگههایی میشود که به حکم ارتباط دارند.
در پایان، این پرونده باید به بایگانی دادگاه انتقال یابد و در آنجا حفظ شود. پس از اینکه این مرحله انجام شد، اجرائیه به مامور اجرا داده میشود.
6. اجرائیه به محکوم علیه یا نمایندۀ قانونی او ابلاغ میشود
طبق مقررات آیین دادرسی مدنی، مرحلۀ بعدی در اجرای احکام این است که اجرائیه باید به محکومعلیه ابلاغ شود تا او از اجرای حکم مطلع شود. این آخرین مرحلۀ ابلاغ حکم به محکومعلیه است. اگر محکومعلیه مکان مشخصی نداشته باشد که اجرائیه به او ابلاغ شود، از طریق نشر آگهی این مسئله به او اطلاع داده میشود.
این اجرائیه در زمان مقرر اجرا میشود. در واقع با صدور این اجرائیه، جواز اجرای حکم صادر میشود.
7. عملیات اجرای حکم
اجرای حکم باید توسط مامورین اجرا که به آنها دادورز گفته میشود صورت بگیرد. در واقع دادورز یک شخصیت دولتی است که از مقام قضایی دستور دارد تا بر اجرای مفاد و مندرجات اجرائیۀ صادر شده توسط دادگاه نظارت کند.
حکم باید در قسمت معاونت اجرای احکام در همان دادگاه اجرا شود (دادگاهی که اجرائیه را صادر کرده است). نظارت بر عمل دادورزها بر عهدۀ مدیر اجراست و مدیر اجرا نیز تحت نظارت و ریاست دادگاه به انجام وظیفه میپردازد.
اگر لازم باشد بخشی از اجرائیه یا تمام آن در دادگاه دیگری انجام شود، لازم است که مدیر اجراء انجام عملیات مربوطه را به قسمت اجراء در دادگاه حوزۀ دیگری محول نماید.
اگر ایراد یا اشکالی در جریان اجرای حکم به وجود بیاید، وظیفۀ رفع اشکال بر عهدۀ دادگاهی است که حکم مربوطه تحت نظارت و مسئولیت آنها اجرا میشود. اگر راجع به مفاد حکم اختلافی به وجود بیاید، دادگاهی که حکم را صادر نموده باید به آن رسیدگی کند.
شرایط اجرای حکم بعد از صدور آن

شرایط صدور اجرائیه برای تمام احکام شبیه یکدیگر نیست و ممکن است با یکدیگر فرق داشته باشد. اما به طور کلی سه مرحلۀ ابلاغ حکم، تقاضای صدور اجرائیه و قطعیت یافتن حکم باید برای صدور اجرائیه طی شود.
سپری کردن این مراحل جهت صدور اجرائیه برای رای داور نیز الزامی است. همین مراحل لازم است که برای صدور اجرای حکم در دادگاه نیز طی شوند.
پس از گذراندن این مراحل است که مدیر دفتر شعبۀ دادگاه نخستین، اجرائیه را صادر میکند. شرایط صدور اجرائیه در برخی موارد مانند حل اختلاف بین کارفرما و کارگرها متفاوت است. همچنین صدور اجرائیه در زمانی که به رای هیئت تشخیص نیاز باشد متفاوت است. یک نسخه از رونوشت رای قطعی باید به تقاضانامه پیوست شود و توسط محکومله به قسمت اجرای احکام دادگاه تسلیم گردد.
مشخصاتی که باید در برگۀ اجرائیه درج شده باشد شامل موارد زیر است:
- مشخصات محکوم له، یعنی کسی که رای به نفع او صادر شده است.
- مشخصات محکوم علیه یعنی فردی که حکم دادگاه بر علیه او صادر شده است.
- متن حکمی که صادر شده به همراه نوع و میزان محکومیت محکوم علیه باید در برگۀ اجرائیه درج شده باشد.
این برگۀ اجرائیه باید به محکوم علیه یا نمایندۀ قانونی وی ابلاغ گردد تا او در موعد مقرر در دادگاه حاضر شود و حکم به مرحلۀ اجرا دربیاید.
اجرائیه در دو نسخه صادر میشود. یک نسخه از آن باید در پروندۀ دعوا باشد و نسخۀ دوم به فرد محکوم ابلاغ میشود و سپس در پروندۀ اجرایی بایگانی میشود.
مرحلۀ اجرای حکم احکام مالی در دادگاه

مرحلۀ اجرای احکام غیرمالی و مالی با یکدیگر متفاوت است. در رابطه با احکام مالی نیز بین اموال منقول با غیرمنقول تفاوت وجود دارد.
معمولا در اجرای حکم احکام مالی، دادورز مال منقول یا غیرمنقول را از محکومعلیه میگیرد و به محکومله میدهد. اگر محکومله احساس کند که در مال او کسری به وجود آمده و یا نقصانی دارد میتواند دادخواست دعوا طرح کند و از محکومعلیه درخواست خسارت کند.
معمولا در احکام مالی، محکومعلیه موظف است که با میل و رضایت خود و طی 10 روز، عین مال را به محکومله تسلیم کند و در صورت سرپیچی، رای توسط مامور اجرا یا دادورز اجرا خواهد شد.
اجرای حکم احکام غیرمالی در دادگاه
اجرای حکم احکام غیرمالی معمولا پیچیدهتر از احکام مالی است. اجرای احکام غیرمالی نسبت به حکم متفاوت است. برای مثال دادورز در مورد دو حکم زیر باید کارهای متفاوتی انجام دهد.
1. تخلیۀ یک ملک مسکونی تصرف شده توسط شخصی غیر از محکومعلیه
2. خلع ید از محلی که مالی از محکومعلیه یا شخص دیگری در آنجا مانده است.
آیا میتوان از اجرای حکم قطعی جلوگیری کرد؟
احکام قطعی، احکامی هستند که امکان تغییر ندارند و حتما باید به مرحلۀ اجرا دربیایند. اگر رای در مرحلۀ تجدیدنظر هم تایید شود و یا زمان تجدیدنظر گذشته باشد و محکومعلیه اعتراض نکرده باشد، حکم لازمالاجراست و قطعی حساب میشود. ممکن است حکم قطعی توسط دادگاه بدوی صادر شده باشد.
در برخی از شرایط خاص، محکومعلیه میتواند به حکم قطعی دادگاه اعتراض کند. برخی از شرایطی که میتوان به رای قطعی اعتراض کرد به شرح زیر هستند:
- حکمی که از سمت دادگاه صادر شده است، حق نفر سومی را ضایع میکند که جزء طرفین دعوا نیست.
- در شرایطی که حکم در غیاب محکومعلیه یا محکومله صادر شده باشد و حکم به ضرر آنها باشد.
- دادگاه با استناد به مدارکی حکم را صادر کرده که بعدا جعلی بودن آن مدارک به اثبات رسیده است.
- ثابت شود که محکومله یا محکومعلیه از ترفندها و حقههایی استفاده کردهاند که در حکم دادگاه تاثیر گذاشته است.
- اسنادی پیدا شود که در زمان دادرسی در اختیار فرد متقاضی نبوده است.
چگونه به حکم دادگاه اعتراض کنیم؟

در موارد نام برده شده و برخی موارد دیگر که توسط قانون مدنی مشخص شده است، میتوان حکم دادگاه را تغییر داد و یا اجرای آن حکم را متوقف کرد. روشهای اعتراض به حکم دادگاه به این صورت میباشند:
1. واخواهی
اگر محکومعلیه در تمام مراحل رسیدگی غایب باشد و اطلاعی از روند رسیدگی نداشته باشد، برای جلوگیری از ضایع شدن حق او میتوان به حکم اعتراض کرد. در این شرایط باید به محکومعلیه فرصت داده شود تا از خود دفاع کند و مستندات مربوطه را ارائه دهد. اگر خواهان نیز در مرحلۀ اجرای حکم غایب باشد و حکم صادر شده به ضرر او باشد میتواند نسبت به حکم اعتراض کند.
2. اعتراض شخص ثالث
اگر حکم صادر شده باعث ضایع شدن حق شخص سومی شده باشد که جزء طرفین دعوا نیست، این شخص سوم میتواند اعتراض خود را مطرح کند و با ارائۀ مستندات حکم را تغییر داده و یا جلوی اجرای آن را بگیرد.
3. اعاده دادرسی
اگر شاکی معتقد باشد که صدور حکم اشتباه بوده و مستندات جدید آن را لغو خواهد کرد میتواند اعادۀ دادرسی کند که یک روش شکایت از احکام محسوب میشود. اعاده دادرسی باعث میشود که جلوی اجرای حکم گرفته شود تا بررسیهای لازم صورت بگیرد.
4. فرجامخواهی
در مواردی که احکام راجع به اصل نکاح و فسخ آن باشد، یا احکام مرتبط با طلاق، نسب، حجر و وقف، حکم قطعی را میتوان در دیوان عالی کشور مورد فرجامخواهی قرار داد. ولی سایر احکامی که توسط دادگاه تجدیدنظر صادر شده باشند قابل فرجامخواهی نیستند.
سخن پایانی
مراحل اجرای حکم دادگاه به ترتیب شامل قطعی شدن حکم، ابلاغ حکم قطعی به محکومعلیه، تقاضای اجرای حکم از سمت محکومله، صدور اجرائیه توسط دادگاه نخستین، تشکیل پروندۀ اجرایی، ابلاغ اجرائیه به محکومعلیه و اجرای حکم توسط دادورز است.
همانطور که اشاره شد در برخی از شرایط و موارد خاص محکومله یا محکومعلیه این حق را دارند تا به حکم قطعی دادگاه اعتراض کنند و جلوی اجرای حکم را بگیرند. مراحل اجرای احکام مالی و احکام غیرمالی با یکدیگر تفاوتهایی دارند ولی ترتیب کلی مراحل اجرای حکم دادگاه به صورتی است که در این مقاله به آنها اشاره شد.
اگر نیاز به راهنمایی بیشتری در زمینۀ حقوقی دارید، بهتر است با وکیل کاشان مشورت کنید. وکلا و کارشناسان موسسه ما با تکیه بر تجربه خود میتوانند، راهکارهای مناسب را در اجرای احکام حقوقی به شما ارائه دهند.

